X
تبلیغات
رایتل

یا رب

جایی که من درس می خوانم یک جورهایی با همه ی جاهای دیگر فرق دارد. آنجا به حالاتی بر می خوریم که یقینا عمومیت ندارد و کمتر دیده شده یا می شود. در محوطه و کریدرهای محل درس من پر است از موبایل هایی که با اطمینان رها شده و کسی نگاهشان هم نمیکند چه برسد به کارهای دیگر.! پای گلدان های شمعدانی,  توی باغچه زیر سایه ی بوته های رز, پشت پنجره ی کلاس ها,توی نماز خانه, توی قفسه اعلانات و حتی گوشه ای کنار دیوار ...و چقدر خاطرها جمع است که وقتی برای برداشتنش برمی گردیم گوشی هایمان حتی یک میلیمتر حرکت نکرده.

وقتی گرسنه از کلاس می زنیم بیرون و طول راهرو را می دویم به طرف بوفه, کسی آنجا در انتظارمان نیست. قیمت ها نوشته شده و ما هر چه را برداریم خودمان پولش را محاسبه و داخل دخل می گذاریم و باقی پولمان را هم خودمان برمی داریم. 

آنجایی که من درس می خوانم اگر یک روز غیبت کنی یا حال و حوصله نداشته باشی ده ها نفر دوره ات میکنند تا تو را حمایت کنند و حالت را سر جایش بیاورند. آنجا که من درس می خوانم اگر ناخواسته از دهانت توهینی خارج شود قطعا پاسخی نخواهی شنید و همین کافی ست تا بفهمی چه کار قبیحی از تو سر زده و فردایش آویزان بیایی و طلب حلالیت و بخشش کنی و چقدر هم زود و راحت همراه بوسه بخشیده میشوی.

آنجایی که من درس میخوانم روز به روز از رذائل اخلاقی مان کاسته و به انسانیت مان اضافه می شود و این تلطیف روح و روان چقدر به کمکمان میاید وقتی مواجهیم با دروس سنگینی که به واقع اشکمان را در میاورد. دروسی که اگر از زمان خواب و خوراکت یا هر زمان دیگرت هم بزنی باز هم قادر نیستی وارد عمق مطالبش شوی و اگر فقط 50 در صد آن را بتوانی ارائه دهی موفق به درک مطلب شده ای و می توان امیدی به خود داشت.

آنجایی که من درس میخوانم بوی بهشت را میدهد.

 همین.

...

جناب علی سلام. اجازه میخوام جواب کامنت شما رو اینجا بنویسم و بنده رو معذور بفرمائید از تاییدش. چون احساس میکنم موقع نوشتن مقداری عجله فرمودید و تا حدی هم دو نفر همنام رو اشتباه . با توجه به متن کامنت تون شاید برای دوستان یا خواننده های خاموش اینجا ایجاد شبهه کنه.

من نه ایمیل شما رو داشتم که براتون میل بدم نه روانشناسم که ازم کمک خواستید. البته وقتی به وبتون اومدم کاملا به یادتون آوردم. شما جزء نفرات آخر وبلاگم بودید و تا حدی با من ناآشنا. تعجب هم میکنم که چطور روزهای آغازین نوشتم شما پیدام کردید. !!!! بهر حال ازتون ممنونم که به یادم بودیدو و براتون بهترین اوقات رو آرزو می کنم.




تاریخ : سه‌شنبه 26 فروردین 1393 | 12:16 | نویسنده : یک زن | نظرات (9)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.