X
تبلیغات
رایتل

یا رب

این روزها شدیدا درگیر امتحانات میانی هستم.هر روز امتحان و هر روز استرس و فشار.و چون فعلا دغدغه و کاری جز درس ندارم به تبع نوشته هایم حول محور همین مورد خواهد بود!

هم اینک در حال خواندن درسی هستم که تا ساعتی دیگر امتحانش را پس خواهیم داد. درسی عجیب و غریب و سنگین که هر چه میخوانی در ذهن فرو نمی رود که نمی رود. هر بخشی را که میخوانم و نمی فهمم بخودم می گویم : ولش کن گنگ است از مبحث گنگ سوال نمی دهد! جای دیگر را میخوانم می بینم طول و تفسیر زیاد دارد,می گویم ولش کن سوالاتِ به این پر حجمی نمی دهد,بخش دیگر را مرور میکنم می بینم از سادگی ارزش خواندن ندارد و می گویم سوالات بچه بازی ست و از اینجا سوال نمیدهد و خلاصه هر بخشی را میخوانم بامبولی برای خودم در میاورم تا از آن فصل عبور کنم.

کتاب را گذاشته ام مقابل خودم و دیگر نمی دانم چه فرمی این کتاب هجل هفت را قورت بدهم.

یاد لطیفه ای می افتم که چندی پیش یکی از دوستانم برایم فرستاد و خنده ام میگیرد,چون در حال حاضر مصداق و وصف حال من و امثال من است.

 نحوه درس خواندن ترک ها:

بونو که بیلیرم...بودا که مهم دویو...بودا که چوخدو...بونو ورمز...بودا که ایشالا گلمز...بونودا که تقلب الرم...خب دا توکنده!!!


یعنی بخدا من الان همین ن ن ن ن ن  وضع را دارم.

....

قصدم جسارت به آذری زبان ها نیست.خودم هم آذری هستم و عاشق آذری ها.فقط فعلا مصداق بنده است این جوک.



تاریخ : سه‌شنبه 2 اردیبهشت 1393 | 13:10 | نویسنده : یک زن | نظرات (5)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.