X
تبلیغات
رایتل

یا رب

بعضی مواقع می اندیشم آیا علم آن هم علم دین می تواند باعث پس رفت دینی شخص باشد؟!

به خودم پاسخ می دهم : بله که می شود!


دروس آنقدر وقت مرا می گیرد که دیگر وقت خواندن حتی یک آیه از قران را ندارم.برای منی که با فهم قرآن شیفته ی دین شدم جای بسی تاسف است که دور شده ام از چیزی که با آن وصلت کرده بودم.

راستش حتی دیگر نمازهایم هم نماز نیست. سابق تمام روز فکر و ذکر روزانه ام نماز بود و قرائت قرآن ولی حالا یک کتاب را میبندم و یک کتاب دیگر باز می کنم. با کتاب خوابم می برد و نیمه شب با استرس بیدار میشوم و چراغ مطالعه را روشن میکنم تا فقط یکی دو صفحه دیگر بخوانم و گرنه روزش کلاهم پس معرکه است.


در فرجه امتحانات هستم. نمیدانم از پس امتحانات بر خواهم آمد یا نه! گاه لا به لای خواندن درس در حسرت آرامش و خلوت معنوی اشک از گوشه چشمانم می چکد.من حتی دیگر وقت ندارم موهایم را شانه کنم.دیگر برایم مهم نیست کدام لباس را با کدام روسری یا کفش می پوشم...فقط میدانم باید هر چه دم دستم است را بپوشم و کتاب ها را بچپانم داخل کیف و بدوم سمت ماشین.(خیلی هچل هفت شده ام)

دروس سخت است. خیلی سخت. این را من نمی گویم....دختران تازه نفس دبیرستانی هم ناله می کنند.

تا حالا نمراتم خوب بوده و نمره ای زیر 14 نداشتم... ولی ی ی ی اینبار خیلی می ترسم. همه چیز به زبان عربی ست و من از بیخ عربم.

-------------------------------------------------

می دانم که ثمره این سختی و آشفتگی شیرین است ولی به شرط بقا و به شرط ادامه تا تمام شود بنده ی حقیر هفتاد بار پوست خواهم انداخت.طی این چند سالی که گذشت در نماز هایم از خداوند تمنا کرده بودم در دین را برویم بگشاید...حالا در همان جایگاهی هستم که آرزو داشتم.می دانم با علمی که فرا می گیرم می توانم برای دیگران خصوصا زنانی چون خودم مایه آگاهی باشم...من هم فقط دلم به آن خوش است و این نمازهای سُک سُک وار و خاک خوردن قرآنم را فعلا تحمل میکنم.

------------------------------

با استاد فقه از سختی دروس گلایه میکردم...با بغض گفتم: می خواهم انصراف دهم...بریده ام بخدا.

گفت: آنوقت از جاهل قاصر تبدیل شده ای به جاهل مقصر و حساب و کتابت سنگین تر است.

----------

می شود برایم دعا کنید؟!

خیلی می ترسم!



تاریخ : چهارشنبه 14 خرداد 1393 | 18:51 | نویسنده : یک زن | نظرات (6)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.