X
تبلیغات
رایتل

یا رب


بنا به دلایلی دو سه روز گذشته قم بودم و به دنبال پاره ای کارهایم. اعتراف میکنم آرام ترین روزهای اخیرم را سپری کردم و اوج لذت سفرم بامدادانی بود که اذان صبح زیبایی را از محله می شنیدم.اذانی بسیار زیبا و آرام و رسا که انسان را به وجد و شوق نماز وا میداشت. باورم نمیشد محله را اینگونه از خواب ناز برای نماز و نیاز بیدار می کنند. پنجره اتاق باز بود و چشمان من نیز باز و به آسمان خیره و با دل و جان گوش میدادم این اذان لطیف و لذت بخش را و اعتراف میکنم که دلم می لرزید و اشکی از گوشه چشم می چکید برای این همه آرامش معنوی و غفلتی که گریبانمان را گرفته.

از پنجره که به خانه ها نگاه می کردم خانه ها نیز به مانند اهالی شان روشن بودند.


________________


دارم به مهاجرت به قم فکر میکنم.



تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393 | 17:01 | نویسنده : یک زن | نظرات (9)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.