X
تبلیغات
رایتل

یا رب

چهارشنبه یکی از روزهای سنگین درسی یمان است. 4واحد ترجمه و تفسیر قرآن که در یک روز ارائه میشود و به دلیل روحانی بودن استاد مربوطه کلاس خیلی خشک و در سکوت میگذرد.راستش به شخصه از اینکه استادم مرد است راضی نیستم. به دلایلی که بماند درد دلم.

امروز کلاس ما میزبان جشن به مناسبت ولادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه س بود  و با با پول های جمع شده از همکلاسی ها تدارکی هم دیده بودند .نیم ساعتی کلاس ها تعطیل و همگی موظف شدند در سالن اجتماعات جمع شوند ولی حس من مانع از رفتن به این مولودی بود.برای همین از صندلیم حرکت نکردم و در مقابل درخواست دوستانم فقط سر تکان دادم.

در مدتی که در کلاس نشسته بودم و به کتاب نگاه میکردم به این میاندیشیدم که چقدر این بانو را میشناسیم؟!چقدر توانسته ایم شبیه به او باشیم؟!!

-------------------------

1-امروز از آن روزهایی بود که حوصله هیچ کس را نداشتم...حتی خودم.

2-هوا گرم است و گرما مرا بشدت کلافه و عصبی میکند.

3-امتحانات 10 خرداد آغاز میشود و من از هم اکنون دچار استرسم. از دروس عقب مانده ام.



تاریخ : چهارشنبه 19 فروردین 1394 | 19:14 | نویسنده : یک زن | نظرات (1)
.: Weblog Themes By VatanSkin :.